تبليغاتX
این چند نفر
کلاس ادبيات معلم گفت : فعل رفت رو صرف کن

: رفتم ... رفتي ... رفت ساکت مي شوم مي خندم ولي خنده ام تلخ مي شود

 استاد داد مي زند : خوب بعد ادامه بده .

 و من مي گويم : رفت ...رفت ...رفت رفت و دلم شکست غم رو دلم نشست دفت شاديم بمرد شور از دلم ببرد . رفت...رفت...رفت و من مي خندم و مي گويم : خنده تلخ من از گريه غم انگيزتر است کارم از گريه گذشته است به آن مي خندم

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 آذر1386ساعت 11 PM  توسط نویسنده! | 
http://xs221.xs.to/xs221/07454/balatarin.gif

چه زود باوریم اونم چه همه!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 آذر1386ساعت 11 PM  توسط نویسنده! |