![]() |
![]() |
|
|
امروز من اینجا نشستم و فکر می کنم به همه چیز و هیچ چیز....
الان خیلی دوست دارم یک چیزی بنویسم مخصوصا" برای تو ولی افسوس این جایی که من نشستم هیچ کس سر جای درست خودش ننشسته است....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 26 دی1387ساعت 11 AM توسط نویسنده! |
|
|
امروز حرفی رو ازت شنیدم که هم آتیشم زد هم آب رو آتیش بود.....
تابع......عمل...
روز حسرت... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 11 دی1387ساعت 10 AM توسط نویسنده! |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 8 دی1387ساعت 10 PM توسط نویسنده! |
|
|
الان اینجا نشستم و فکر می کنم چه اندازه دوست داشتم یک نمایشنامه نویس بشم....
این حس عشق به نویسندگی می ترسم کاری کنه که من روز دفاع بگم آقا من نمی ام یک حس خوب دارم خیلی خوب.... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 7 دی1387ساعت 11 AM توسط نویسنده! |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندها |
|
بلاگفا یاسمن یکی مثه خودمون! اینم یکی دیگش! یه دوست! الهام Astronaute سارینا ashkan |
|
RSS
|